خب دیگه با نام و یاد خدا آغاز میکنم.
همونطور که میدونید اینجانب مدت مدیدی تشریف نداشتم و همهی شما سروران گرامی رو در خماری گذاشته بودم!
حالا اینکه کجا بودم؟:
والا خدمات پس از فروش شما عرض شود که این آقا سهیل ما یه زمانی یه خالهای داشت که این خالهی محترم هم یه زمانی یه پروژهای داشت که ما هم یه زمانی قرار شد این پروژه رو تحویل ایشون بدیم و پولی به جیب بزنیم در حد دیویدی! یعنی سهیل محترم فرموده بود که همچین اتفاقی خواهد افتاد! من هم که پول ندیده و محتاج، سریع در عرض سه سوت انجامش دادم ولی خب چون سهیل هم طمع پول داشت قرار شد کارهای گرافیکیش رو اون انجام بده که در عرض ۱ ساعت میشد انجامش داد! ولی خب این معضل بزرگ وسعت که به قول خود مرحوم سهیل گریبانگیر تمامی جوانان این مملکت پهناور میباشد مهلت نداد و این کار هی عقب افتاد تا اینکه کلن (یاد آوری کنم که من اینجا سبک خودم رو دارم و در حال مبارزه با تنوینام!) خالهی سهیل گفت من پول ندارم دیگه که بدم بهتون! منم پنج گیگابایت هاست رو که بیمصرف افتاده بود یه گوشه و کلی هم خاک روش بود با خرید یک عدد دامین (دامنه!) به مرحلهی بهرهبرداری رسوندم!
این هاست محترم که خیلی هم ناز بود واسه خودش داشت به کار خودش ادامه میداد که یهو دیدم ایول! اکانت ساسپند شده و آرشیو و جد و آبادش هم روش! گفتم چه کنم چه نکنم؟ که یهو مغزم (دلتون بسوزه! تازه خریدم!) بهم گفت به سراغ یار مهربون و رفیق دوستداشتنی تمام کاربرهای اینترنت برم! گوگل! یا بهتر بگم، Google Cache. خلاصه تایپ کردم cache:shayax.net و ۳ تا پست آخر رو که نداشتم + کامنتهای پست آخر رو ذخیره کردم و گفتم حالا این Cacheه مهربون که هست، بعدن میآم بقیه کامنتها رو هم سیو میکنم.
بعدن وقتی قشنگ بعدن شد و من عین یه پسر خوشحال رفتم و خواستم از رو Cache، کامنت سیو کنم دیدم به به! صفحهی ساسپند رو میآره جای نوشتههای گهربار من! خلاصه سرتون رو درد نیارم که ۴۰ و خردهای از کامنتهای پست ویرجینیا وولف و همینطور تمام کامنتهای پست علی دایی بدون سبیل و Existentialism On Prom Night پَر شد! با کمال تاسف عرض میکنم که متاسفم! :دی! و اگه کسی بتونه بهم برشون گردونه (یعنی بهطور اتفاقی سیو کرده باشه!) هر کاری در زمینهی وب داشته باشه و بتونم براش انجام بدم حتمن و با کمال میل سه سوت انجامش میدم.
بعد از اینکه هاست ترکید چون درگیر درس و دانشگاه بودم و همینطور پول هم نداشتم که برم هاست بخرم، کلن بیخیال این موضوع شدم و وب رو بوسیدم و گذاشتم کنار! ولی خب بچهها دهان مبارک من رو قیرگونی کردن از بس گفتن کدوم گوریای؟ چرا نمینویسی؟ و از این چرت و پرتها! :دی! و من حتی هنوز هم بعد از ۶ سال و اندی وبلاگنویسی نمیفهمم اینها از چیه اینجا لذت میبرن!
واسهی برگشتن من باید به کی فحش بدین؟:
خلاصه که یکی از دوستان ناشناس به اسم سهیل که نمیخواست ناماش فاش شه بهدلیل اینکه خودش هم میخواست فتوبلاگ بزنه یهو از تاق افتاد پایین وسط زندگی من که باید دوباره شروع کنی به وبلاگ نوشتن! من هم جملهی بسیار معروفم رو که حتی روی کتیبهی داریوش کبیر (خوانندههه) هم حکاکی شده رو تحویلش دادم: “ببین هاست پول میخواد و من اگر پول داشتم کامپیوترم رو آپگرید میکردم!” ولی گوش سهیل به اینچیزها بدهکار نبود! گفت هاست از من، تو فقط بنویس! من هم دیدم نمیتونم روی این Fanه عزیز رو زمین بندازم و همینطور دیدم تنور بدجور داغه و ناگهان چسبوندم! :دی!
خلاصه که آقا سهیل افتاد تو زحمت! حالا خودش هم هاست میگیره فوتوبلاگ میزنه بزودی در حد تیم ملی جوانان سوئد! من هم که خب تابلوئه کمکش میکنم تو طراحی و دیزاین! :دی!
میخواستم ادامه بدم نوشته رو و بگم که چه بدبختیای کشیدم سر پیادهسازی دوبارهی سایت، ولی اگه خدا گذاشت زندگی کنم پست بعدیام رو به شرح اون حرکت اختصاص میدم.
فقط لازمه اینجا اعلام کنم که از آقای آرش ستایشی (خداییش ببین چه کلاسی گذاشتم برات!) نهایت تشکر رو دارم که هاست رو خیلی سریع در اختیارم قرار داد. :دی!
فعلاً بای!
P.s : دلم واسه اینجا واقعنایه واقعنای به قول بچهها تنگولیده بود! :دی!
P.s : سهیل یادته موقع خداحافظی توی وبلاگ قبلیم اومدم توی پینوشت ازت خداحافظی کردم و گفتم ربطی به اهمیت نداره؟ تازه اختصاصیتر هم هست؟ خب الان هم اومدم از توی پینوشت ازت تشکر کنم که هزینهی هاست رو متحمل شدی. اون موقع که میخواستی بیای توی گروه من و ریوشار بهت به چشم یه پیتر پتیگرو نگاه میکردم ولی الان کاملن مطمئنم واسه خودت یهپا سام وایزی، از نوع د برویو! خلاصه که جبران میکنم.
قالب این وبگاه برگرفته از سایت رسمی سیاوش محمودیان میباشد و تمامی حقوق آن برای او (و شاید هم گاهی برای من!) محفوظ میباشد.
بتا!
تراکوتا
نوشته شده توسط شایا در روز سه شنبه، ۶ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۰:۴۴ تحت Blah Blah
تگها
اینجا ، بازگشت ، ریوشار ، سهیل ، شروع ، گوگل نظرها (۱۱)
- سهیل
: - سه شنبه، ۶ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۰:۴۹
اصلا من اینجا قصد ندارم show off کنم ..این کامنت واسه من جنبه احساسی عاطفی داره پس…
اولللللللللللللللللللللللللللللللللل
شایا خیلی خوش حالم الان اشک در چشمام حدقه زده به خاطر اینکه بعد از مدت ها تلاش و صبوری بالاخره راه افتاد…جای داره اینجا تشکر کنم ازت و هم چنین از خانوم مد گیرل (خودش میدونه چرا) کامنت در رابطه پستت رو هم بعد از خوندن پستت میدم.
Dattebayoشایا:
من به اندازه کافی تو پست حرف زدم پس چیزی نمیگم دیگه اینجا! :دی!- NazyLa
: - سه شنبه، ۶ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱:۲۶
منم اینجا رو میس کرده بودم :اکس و اکس
شایا:
آخی منم کامنتهات رو حسابی میس کرده بودم…
مرسی- NazyLa
: - سه شنبه، ۶ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱:۲۷
این تیکه که گفتی اسم سهیل و نمیخواستی فاش کنی خدا بود دو نقطه پرانتز . پرانتز
- kianoosh
: - سه شنبه، ۶ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱:۳۵
Salam , kare besyar khoobi kardi shaya jaan , ke dobare rah endakhti , midooni ke hameye ma che ghad doos darim neveshte hato … montazere post haye badi hastim
شایا:
ایــــول! عمو کیای گل هم افتخار داد! :دی!
حتمن… حتمن…- Mad-Girl
: - سه شنبه، ۶ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۳۶
MAN AZ SHADIE BISH AZ HADDI KE ALAN DAR VOJOODAME MOTEASSEFANE HARFI BE ZEHNAM NEMIRESE KE BEKHAM BEGAM
DAGHIGHAN MESE KASAYI SHODAM KE OSCAR MIGIRAN VA ZABOONESHOON BAND MIAD
MANAM BE HAMIN DALIL FAGHAT AZ SHAYAE BOZORG SHAHE MARDAN VA GHEYRE TASHAKOR MIKONAM KE DOBARE BA NEVESHTEHASH ANDAKI SHADI BE ROOZHAYE YEKNAVAKHTE MA AVARD
VA HAMCHENIN AZ DOOSTE AZIZ AGHAYE SOHEIL KE BEDOONE KOMAKE ISHOON IN KAR KOLLAN MOMKEN NABOOD
BEHARHAL KHOSHHAL BIDAM:Dشایا:
اشکال نداره، این دفعه میبخشمت! ولی دفعهی بعد از اون مایکل جکسون یاد بگیر که اسم سگه نتیجهی پسرخالهی دست به دیزیه داییش رو هم توی VMA گفت! :دی!
من هم شادی در وجودم الان هویداس! بعضی وقتها حتی بختیار بختیار نوکر بی اختیار هم میشه شادی در وجودم! :دی!
بههرحال از حضور گرمت تشکر میکنم با اینکه مریض بودی و داشتی خدا بخواد به لقاالله میپیوستی! :دی!- Arashps
: - سه شنبه، ۶ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۳۵
سلام ((آقای)) شایا ایکس! چطوری؟ سال نو مبارک !!
این ((آقای)) آرش ستایشی منم هاااا !D:
قابلت رو نداشت مخلصیم!شایا:
بچهها این ((آقای)) آرش ستایشی بود که میگفتمآ! دیدین خالی بندی نبود! :دی!- shamiM
: - سه شنبه، ۶ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۲۶
بابا بزنین به افتخارش! :دی
این سهیل هم پترس فداکاریه ها واسه خودش!!!
الان خوشحالی؟!شایا:
به! مزاحم همیشگی هم که اینجاست!
خوشحالم که فهمیدی میشه فارسی هم کامنت داد! دیگه چشمام واسه خوندن کامنتت در نمیآد!
چیکار کنم دیگه مجبورم از تو هم تشکر کنم که اومدی اینجا! :دی!- سهیل
: - چهارشنبه، ۷ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۰:۳۶
به به …به به…خیلی ممنون خیـــــــــــــــــــــــــــــــــلی ممنون….شایا جان خواستم بگم که اگه فکر کردی اینکارو برای رفاقت انجام دادم سخت در اشتباهی چون فقط برای تبلیغ اسم خودم بوده و علت این قضیه هم خودتی که من رو عقده ای کردی…من شکایت دارم…من شاکیم….الهی خدا !…الهــــــــــــــــــــــــی
شایا:
بالاخره خودت خودت رو لو دادی! میگن دود از کنده بلند میشه همینها! :دی!- Tannaz
: - سه شنبه، ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱:۰۶
آه ه ه ه خداوندا!!!
باورم نمیشه! یعنی چی میبینم!؟
آیا این یک شایا.ایکس است که افتخار آمیزانه بازگشته؟
یکی منو وشگون (خوب میدونم نیشگون!) بگیره لطفا ببینم بیدارم یا خواب!شایا:
ها! این واقعن یک عدد شایا میباشد که برگشته میباشد! :دی!
من که نمیتونم وشگون بگیریم، اسلام به خطر میافته! :دی!
هوی Mad-Girl بیا این رو وشگون بگیر ببینیم خوابه یا بیداره!
ورود افتخار آمیز تو رو هم به مملکت اسلامی و همچنین وبه خودم تبریک میگم!- ابوالفضل (Base) فهیم
: - پنجشنبه، ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۲:۱۶
اوه من از طرف Mad-Girl آمد تا Tannaz را وشگون گرفت.
در حال وشگون گرفتن…
من اوا نبود.شایا:
اوه اوه! امضا میدی Base? واسه مریض میخوام! یه پسرهس خیلی دوستت داره!- Tannaz
: - پنجشنبه، ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۲:۳۵
آوه آقای مستر بیس! واقعا پس خواب نیستم چشمم به جمال شمام روشن شد!
ولی یه کم لطیف تر لطفا! یواش ترم میشه وشگون گرفت! D: خشن میشی بهت نمیاد گوگولی :))))
راستی یه تبریک ویژه: فارسی شما ترکونده می باشه !آخ یکی اسلامو بگیره! افتاد طفلکی!
شایا:
آره جدی جدی افتاده انگار! یعنی امیدی نیست؟
فکر کنم متاسفم…







