خانه  |  گالریجدید!

پست‌های دارای تگ صهبا

اجابت مزاج!
نوشته شده توسط شایا در روز پنجشنبه، ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۳:۴۸ تحت Blah Blah

لحظه‌ها در پس گرداب زمان می‌میرند و من این‌جا تنها، محو پرهای پرستوهایم،
و چنان خیره به چشمان کسی می‌نگرم که در آن بحبوحه‌ی بی‌نامی… بسرشتم از خاک،
خاک باران‌زده‌ی کالبد سرد زمین… و الخ.
خب حالا چی بگم من؟ :دی!
حس داستان نوشتن نیست، چون داستان برای موقعی‌ه که حداقل ۴-۵ تا خواننده ثابت داشته باشم که حسابی بشه سر کار بذارمشون! :دی!
خب چه خبر دیگه؟ خودت خوبی؟ خانم بچه‌ها چطورن؟ :دی!
آخه من وقتی موضوع ندارم که درباره‌اش حرف بزنم چرا باید بیام بشینم پای این WP لوکال عزیزم و زور بزنم تا ازم مطلب تراوش شه؟!
دوستان عزیز توقع دارن خب! ولی خب نمی‌دونن خب که من خب حول و حوش ۱ سال هست که خب مطلب واسه این سگ‌دونی و خب اون سگ‌دونی ننوشتم خب! :دی!
هر چند که خب دهان مبارک خیلی از دیگر جاها رو به‌دست شیطان رجیم سپردم تا خود کند آن کاری که صلاح داند!
دی‌شب از وبلاگ مبارکه‌ی دوشیزه‌ی مکرمه، خانم Shady-Girl بک‌آپی چند گرفتم چون کلاغ‌های بالای پشت‌بام‌مون خبر دادن می‌خواد بزنه وبلاگ‌ش رو داغون کنه! :دی!
نتیجه‌گیری غیر اخلاقی : آرشیو وبلاگ Shady-Girl با کمترین و نازل‌ترین (جفت‌ش یکی‌ه!) قیمت به فروش می‌رسد! :دی!
دیگه؟
دیگه این‌که آمار قالب‌ها به ۱۶ رسید. البته منهای قالبی که خودم استفاده می‌کنم و قالبی که ۲ تا مشکل کوچولو داره! وگرنه می‌شد ۱۸ تا! :دی!
نکته‌ی اخلاقی : من نمی‌تونم به جای واژه‌ی بیگانه و نامأنوس «قالب» بگم «پوسته»، پس من رو عفو کنید! :دی!
نکته‌ی غیر اخلاقی‌ : به یک متخصص CSS فقط برای ۱ ساعت نیازمندم! یعنی کسی که به صورت آکادمیک CSS رو بلد باشه، نه یکی مثل خودم که به‌صورت کاملن آذری (توهین نمی‌کنم! اصطلاح‌ه دیگه! :دی!) و دیمی، به شکل روی هوا! یاد گرفته باشه! :دی!
خب دیگه چی بگم؟
آهان! می‌گم راست می‌گن‌ها! عجب حالی می‌ده آدم توی اوج محبوبیت و از این شر‌و‌ورها (البته در حد خودش! {یعنی خودم!}) وبلاگ‌نویسی رو تعطیل کنه! سپس بعد از (اگه می‌گفتم «بعدش بعد از» زیاد جمله‌ی جالبی نمی‌شد!) چند ماه بره یه جای دیگه از صیفیر (همون صفر!) شروع کنه به نوشتن! :دی! (من خل‌ام هی پرانتز باز می‌کنم! تو هم خل‌ای که توش رو می‌خونی؟! :دی!)
خلاصه که کلی حال می‌ده این تنهایی! هر چند که دوستان زیادی تهدید کرده‌اند که می‌خوان آدرس وبلاگ رو ر‌و‌س‌پ‌ی کنن! (اگه فیل‌تر شدم با https بیایید تو وبلاگ! :دی! RSS رو هم که خداوند آفریده! :دی!) ولی خب من تا اون موقع لذت می‌برم از تنهایی!
دیگه خدمت شما عرض شود که (Mad-Girl از این قسمت خوشش نخواهد آمد! :دی!) همین الان از لای هلو بشقابی‌ای که داشتم می‌خوردم یک عدد عنکبوت زنده اومد بیرون و روی دستم کلی واسه خودش پیاده‌روی کرد! :دی!
آخی! یاد مطلب “شبنم گیاهی” وبلاگ قبلی‌م افتادم! آخه اون شب وقتی شروع کردم به تایپ کردن‌ش، دیدم روی کی‌بوردم یک عدد سوسک به چه بزرگی داره عملیت ژانگولر انجام می‌ده! :دی!
خلاصه که (این تکیه کلام‌ه من‌ه! نگید این شایا بلد نیست حرف بزنه‌ها! :دی!) هوا بس ناجوان‌مردانه گرم است! الان که دارم وراجی می‌کنم ۲۸/۶ درجه‌ی سانتی‌گراد می‌باشد و من در حال استفاده از سونای خشک مجانی هستم! :دی! البته گرما خوبه الان، چون لاغر می‌شم! :دی!
و در آخر (آره دیگه، بالاخره تموم شد!) هم اضافه کنم که به‌غیر از آپدیت‌های مربوط به قالب و این‌جور چیز‌ها، آپ‌دیت بعدی شامل یک نفر (واحد شمارش شتر!) داستان دنباله‌دار می‌باشد! :دی!
خب دیگه وراجی بس است!! برم از اول بخونم ببینم غلط ملط نداشته باشم، بعد هم که پی.اس و بعدش هم بای! :دی!
فعلاً بای!
P.s : آرشیو Shady-Girl رو به کسی نمی‌دم‌ها! الکی درخواست ندید، شوخی کردم! :دی!
P.s 2 : داشت یادم می‌رفت! :دی! شعر اول مطلب‌ام متعلق به دوستم صهبا بلا!! می‌باشد! و خب تمام حقوق مادی و معنوی‌ش مال اون‌ه! من فقط قسمت کوچکی از شعرش رو نوشتم، پس کپی‌رایت رو هم نقض نکردم! فردا نرید شکایت! چون گربه ممکنه کار بدی کنه! :دی!
P.s 3 : چند خط شد؟ :دی!

تگ‌ها

،