خانه  |  

پست‌های دارای تگ قالب

ماست میوه‌ای
نوشته شده توسط شایا در روز دوشنبه، ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۰۰ تحت Blah Blah

بماند که چجوری شد این‌همه وقت این‌جا تعطیلات بود و همه رفته بودن آفتاب بگیرن! بماند که چقدر سر و کلّه زده شد که این‌جا درست شه ولی باز هم درست نشد؛ وسط امتحان‌های خوب و قشنگ زایش‌گاه بود که حس پوچی و نداشتن شایاx.نت‌ام شدید شد و با خودم گفتم که باید کاری کرد و راه‌ش انداخت! حس کردم چیزی از وبلاگ‌نویسی باقی نمونده و من باید رسالت خودم رو از سر آغاز کنم و شما رو دوباره با دنیایی سرشار از هنر و ادبیات و سرگرمی و … آشتی بدم! حس کردم جای یه جا که همه‌ی دنیا توش جمع بشن خالی‌ه و گفتم به شما دوستان این لطف رو بکنم و از جیب و جون خودم براتون مایه بذارم شاید پس‌فردا ترشی نخوردین و این‌جا هم اومدین و بعد یه چیزی (حالا هر چقدر هم کم ارزش) شدین از صدقه سری‌ه من! :دی!
نه ولی حالا جدا از شوخی دل‌ام خیلی واسه این‌جا و خوانندگان‌ش تنگولیده بود. دل‌ام واسه قالب سفید جون‌ام، واسه جواب دادن به کامنت‌های دوست‌هام و از همه بیشتر واسه Search Result‌های مردم‌ای که باهاشون می‌آن این‌جا تنگ شده بود! :دی! این شد که به فکر راه انداختن‌اش افتادم و در به در به دنبال هاست گشتم! :دی! تا این‌که یه روز که داشتم توی کانال ubuntu-ir می‌چرخیدم واسه خودم یه نفر یه جا رو پیشنهاد کرد و گفت خوبه و من هم فعلن از همه چیزش راضی‌ام! :دی! مراحل خرید رو هم بگم؟ :دی!
رفتم سایت‌ش ثبت نام کردم بعد خرید آن‌لاین کردم که ۱۰ درصد هم تخفیف بده، بعد یادم اومد پول تو حساب ندارم! ۵ شنبه بود، دویدم رفتم بانک و مقادیری پول در حساب‌ام ریختم و اومدم خونه پرداخت کردم، کمتر از ۵ ثانیه بعد اطلاعات هاست برام اومد و من هم شروع کردم به انجام کارهای مورد نیاز. برای مثال ای‌میل و فورواردر ساختم و تنظیم کردم، دیتابیس ساختم و از این کارا، در کمتر از ۲ ساعت هم DNS تنظیم شد و شایاx.نت قابل دسترسی (حذف به قرینه‌ی لفظی!). بعد رفتم توی کامپیوتر بک‌آپ سری قبل رو پیدا کردم و prefix دیتابیس رو از توی فایل sql بعلاوه‌ی username تغییر دادم و sql رو آپلود! بعد هم وردپرس رو ریختم و قالب سفید نازم رو و بعد یه‌کم هم دست‌کاری کردم همه‌چیز رو، از جمله فیدبرنر و سایت‌مپ و این آت‌اشغال‌ها! :دی! بعد تا ۲ روز گوگل من رو نمی‌شناخت کلاً و توی سرچ ریزالت‌ه کسی نبودم، ولی بعد به شدّت مردم هجوم اوردن و از اون‌ور هم خنده به من هجوم اورد! :دی! هنوز توی فنتسی‌های س×ک×س×ی مردم موندم من! :دی! یه دوست خوب هم از گوگل سوال پرسیده بود که: “آلبوم نمی‌خواد بده لینکین پارک؟” و گوگل من رو به‌عنوان جواب سوال معرّفی فرموده بودند! :دی!
خلاصه! سایت با بدبختی (کلّی سانسور کردم بدبختی‌ها رو! چون می‌خواستم بگم‌شون همه‌اش فحش می‌شد به ویندوز!) اومد بالا و من کلّی ذوق و این‌جور چیزها! یه سری یادداشت که از قبل مونده بود رو اضافه کردم و دوست‌هام هم که کم نذاشتن از اومدن و نظر دادن و این چیزها! :دی! بعد الان هم به این دوستان خوبم یه سری امکانات خفن از جمله هاستینگ و آپ‌لود سنتر و چت و این چیزها (چقدر گفتم “این چیزها) دادم که حال‌ش رو ببرن! :دی!
خلاصه‌ی دوم هم این‌که همین دیگه! من اومدم، به من تبریک بگین و برام دست بزنین و در همین حد!
P.s: نمی‌دونم چرا اصلن خوش‌ام نیومد از این یادداشت! شاید چون خسته شدم از بس هی به خودم خوش‌آمد گفتم! :دی!
P.s: ادامه‌ی داستان؟ کدوم؟ یادم نمی‌آد! :ســــــــــــــوت!

تگ‌ها

، ، ، ، ، ، ، ، ،

Existentialism On Prom Night
نوشته شده توسط شایا در روز دوشنبه، ۷ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۵۴ تحت Blah Blah

هر وقت ما داریم به قصد علم‌اندوزی برای تغییر دنیا به طویله‌ای قابل تحمل‌تر از خونه به سمت جایی حرکت می‌کنیم چند تا فرشته‌ی مهربون میان و ما رو سوار بال‌های سفیدشون می‌کنن و تا اون‌جا می‌رسونن.
داستان قشنگی‌ه، ولی بذارید همین‌جوری داستان بمونه. چون اگه به واقعیت بپیونده دیگه نمی‌تونیم واسه دیر رسیدن دلیل بیاریم که پشت ترافیک مونده بودیم. هر چند که چه دلیل بیاریم چه نیاریم فرقی به حال اون استاد عزیز نمی‌کنه.
یه بار بیش‌تر نشده دیر برسم، ولی فکر کنم فردا به تیر غیب دچار می‌شم و احتمالن یه ضربه‌ی محکم از چوب خدا رو روی صورتم احساس می‌کنم.
می‌دونید اول فقط به قصد نوشتن یه P.s این Document رو باز کردم و این سومین باری‌ه که دارم ”P.s” رو از اول پاراگراف حذف می‌کنم؟ فکر کنم الان دونستید.
واقعن نمی‌تونم تصور کنم خواننده‌ای به نام Hillary Duff، هنوز که هنوزه داره من رو با آهنگ Come Clean به فضای لایتنهی (نمی‌دونم چرا از این عبارت عربی استفاده کردم.) می‌بره و با ستاره‌های آسمون محشور می‌کنه.
چون واسه مسابقه جایزه‌ای در نظر نگرفته بودم نتیجه می‌گیریم هیچ‌کس برنده نیست! از همه‌ی شما دوستان عزیزی که وقت، پول و فسفر مغز خودتون رو در راه کامنت گذاشتن برای من هدر دادید کمال تشکر رو دارم و همین‌طور براتون متاسفم، همین‌جوری واسه خنده.
همون‌طور که احتمالن خودتون متوجه شدین سیاوش عزیز کلی از این حرکت من (همین دزدی قالب) شاد شد و خنده کرد (این‌ها رو نمی‌دونستین؟) و با کمال میل بهم اجازه داد از این قالب استفاده کنم. حتی یه پیشنهاد بی‌شرمانه هم بهم کرد! گفت می‌تونم اون کپی‌راست (درست خوندین) رو از بالای صفحه بردارم که من به شدت رد کردم.
راستی اگه چشم‌های مبارک‌تون رو باز کرده باشین متوجه شدین که بخش جدیدی به نام گالری به سایت اضافه شده. این بخشِ بسیار زیبا، خیلی زیباست! فقط یه مشکلی داره، نمی‌دونم کجای کدش از یه لغت استفاده شده که باعث ف‌ی‌ل‌ت‌ر شدن اون Ajax Loader می‌شه که باید اون عکس‌های بسیار زیبا رو نشون‌تون بده. پس اگه دیدین هرچی روی یکی از گالری‌ها کلیک می‌کنین عکسی نمایش داده نمی‌شه به من فحش ندین و به جای http از https عزیز استفاده کنین.
همه اینایی که این بالا گفتم به زبونِ زیرِ آبگوشتی: اگه دیدی عکس‌ها نمی‌آن خودت رو ناراحت نکن و از این لینک برو توی گالری.
برای حسن ختام یه سوال بسیار فنی از همه‌ی شما عزیزان دارم: این خادم‌های مساجد، وضوخانه‌ها و شاشگاه‌های اوقافی واقعن چجوری می‌تونن این حجم کثافت مستراح‌ها رو تحمل کنن؟ ایران رو می‌گم‌آ! آخه ما حتی عادت نداریم خودمون رو بشوریم، چه برسه به مزینات‌مون.
اگه نشستین کلی فکر کردین و دیدین از جواب دادن به این سوال عاجز هستین احساس پوچی و ‌به درد لای جرز دیوار هم نخوردن نکنین، به جاش به من بگید چند بار بعد از استفاده از مستراح عمومی آب ریختین تا مزینات‌تون بره ته چاه مستراح و در آخر دوباره به طبیعت برگرده؟ (قبلن در مورد این چرخه‌ی متحیّرالعقول‌ناک توضیح دادم.)
P.s : فرانسوی‌ها عطر رو اختراع کردن که دیگه حموم نرن. © بای Mad-Girl.
P.s :ادیسون یه شب ار خواب بیدار شد بعد یه موقعی برق رو اختراع کرد.

تگ‌ها

، ، ، ، ،

ویرجینیا وولف
نوشته شده توسط شایا در روز سه شنبه، ۱۷ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۰:۳۷ تحت Blah Blah

یه انسان وبلاگ‌نویس اگه یه کم فعال باشه، در طول حیات وبلاگی‌ش به انواع و اقسام قالب‌ها و طرح‌ها بر می‌خوره! حالا این انسان وبلاگ‌نویس اگه اسم‌ش شایا باشه… چی؟ نمی‌شه؟ آها! خب اون “انسان”‌ش رو حذف کنید! :دی!
خب می‌گفتم! اگه اون وبلاگ‌نویس اسم‌ش شایا باشه علاوه بر نگاه کردن سعی می‌کنه ببینه طرف چه‌جوری تونسته همچین چیزی رو ارائه بده.
شایا همین‌جوری ساده‌ترین زبون‌های برنامه‌نویسی وب رو یاد گرفت! :دی! HTML و CSS :دی!
این وبلاگ‌نویس ما که بسیار هم خسته، زخمی و به اصطلاح پیر وبلاگ‌نویسی هست، تا به حال صدها قالب برای انواع و اقسام سیستم‌های وبلاگ‌نویسی دیده و یه کم کمتر از صدهاتاشون رو واسه این و اون و همین‌طور خودش ترجمه کرده! اون عزیزانی که من و وبلاگ قبلی‌م رو می‌شناسن (وبلاگ رو هم باید شناخت خب!) اگه یه کم به مغزشون (سوژه‌ی کامنت Mad-Girl جور شد! :دی!) فشار بیارن حتمن یادشون می‌آد که شده بود من در هفته ۳ بار قالب عوض کنم! :دی!
اون موقع هیچ طرحی ارضام نمی‌کرد! البته از همون اول هم دنبال جنگولک‌بازی و صفحه‌ی سنگین و کدهای جاوا و اینا نبودم! ولی خب…
اه چه‌قدر حرف می‌زنم! :دی!
همه این‌ها رو گفتم که ته‌ش قالب جدیدم رو بذارم روی سایت و باید بگم که این قالب تا ابد روی این وبلاگ خواهد موند، چون من در طول ۵ سال وبلاگ‌نویسی (وارد سال ششم شدم!) تا به حال هیچ‌جا ترکیبی به این درستی از زیبایی و سادگی ندیدم! البته همه چیز بستگی به اجازه‌ی دوست خوبم سیاوش داره! چون درست‌ه که من برای ترجمه‌ی قالب برای وردپرس ساعت‌ها وقت گذاشتم ولی طراح اصلی قالب اون‌ه! :دی! پس بیایید همه فینگرهایمان را کراس کنیم به این امید که سیاوش اجازه بده! :دی!
خب حالا می‌رسیم به بحث شیرین…
متاسفم، هیچی برای در میون گذاشتن با شما ندارم! :دی! فقط بگم که چند پست قبلی همه در یک روز نوشته نشده‌اند. همین و بس!
آها یادم اومد!
اون لیست کسانی که بیش‌ترین نظر رو داده‌اند می‌بینید؟ :دی! سعی کنید نفر دوم شید، ممکن‌ه جایزه بدم! میدونم نمی‌تونید اول شید، واسه همین می‌گم دوم! :دی!
اون لینک‌دونی دوستان هم به مرور پر می‌شه اگه خدا بخواد.
به‌زودی یه فرم تماس هم می‌سازم که می‌تونید هرگونه درخواست شرعی، غیر شرعی، اخلاقی، غیر اخلاقی، مردانه و نامردانه رو ازم داشته باشید تا براتون انجام بدم. پیشنهاد (پیشنهادات) شما پذیرفته می‌شود. با انتقاد (انتقادات) شما هم به شدت موافق هستم. فحش هم می‌تونید بدید. :دی!
به جای خوندن این وبلاگ شخصی برید یه کم…
بس‌ه!
فعلاً بای!
P.s : بیایید دست در دست هم دهیم و… :دی! چه حالی می‌ده مردم رو بذاری سر کار!

تگ‌ها

، ،