آدمها به اون دستگاهای که یه کامپیوتر جمع و جور هست و اکثر مواقع هم ۱۵ اینچ هست صفحهاش و میشه اینور اونور بردش و اینچیزها چهار تا چیز میگن و برای هر کدوم هم دلیل دارن:
۱) یه سری از این دستگاهها بر خلاف بقیه که گوشههای تیزی دارن، دارای گوشههای گردالیه نازمنگولیای هستن، که آدم دوس داره هی دست بزنه و سر بخوره با انگشتهاش روشون! به اینها میگن لبتاب، یعنی لبهشون تیز نیس. نمونهاش هم MacBook Air هست.
۲) یه سری دیگه از این دستگاهها (تقریبن میشه گفت اکثرشون) رو باید از لبهی پایین گرفت و کشید به سمت بالا تا باز شن و بشه باهاشون کار کرد! به اینها میگن لبتاپ، یعنی لبهشون رو میگیری میدی بالا (Top) و کار میکنی. نمونهاش هم خب اکثر این دستگاهها.
۳) یه سری دیگه از این دستگاهها رو به علّت سبک بودن میشه گذاشت روی پا و رفت روی تاب نشست و در حال تاب بازی باهاش کار کرد! به اینها میگن لپتاب، یعنی میذاری رو پات (Lap) و تاب میخوری. نمونهاش هم Lenovo Ideapad هست.
۴) دستهی چهارم هم که از غرب به ما وارد شده و لپتاپ هست که کاملن غلط هست و هر کس به اون دستگاهها بگه لپتاپ مشگل مغزی داره و ما دعا میکنیم هیچ ویندوزی روی لپتاپش اینیستال نشه! :دی!
P.s: مثلن بخندین! :دی! عکس هم میخواستم بذارم حس وجود نداشت! :دی!
قالب این وبگاه برگرفته از سایت رسمی سیاوش محمودیان میباشد و تمامی حقوق آن برای او (و شاید هم گاهی برای من!) محفوظ میباشد.
بتا!
پستهای دارای تگ ویندوز
آ مرتضی
نوشته شده توسط شایا در روز جمعه، ۳۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲:۲۳ تحت Blah Blah
تگها
لبتاب ، لبتاپ ، لپتاب ، لپتاپ ، ویندوزسفید برفی و بابا برقی
نوشته شده توسط شایا در روز شنبه، ۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۵۴ تحت Blah Blah
من الان کلّن دیگه آزادم! چند روزی هست که آزادترین انسان روی کرهی زمین هستم. یعنی خودم حس میکنم اینطوریه! شاید اگه یهکم بیشتر فکر کنم به این نتیجه برسم که شاید آزادترین نباشم و از من آزادتر هم باشن، ولی خب حوصله ندارم به این مسائل غامض فکر کنم.
شما کاملن در اشتباهین، من نه هرچی پول تو بانک داشتم رو بخشیدم به یه آدم فقیر، نه از خونه فرار کردم، نه از کشور و نه از هیچکجا… من از زنم طلاق نگرفتم، یه قایق تفریحی اختصاصی هم واسه خودم نخریدم که باهاش برم دماغهی امیدنیک! من الان از بالای آبشار نیاگارا درحالی که میخوام تا دقایقی دیگه خودم رو پرت کنم پایین این پست رو نمیدم!
من فقط ویندوزم رو پاک کردم برای همیشه! :دی!
نه قرار نیست اینجا تبدیل بشه به یه وبلاگ درپیته دیگه که با شوق و ذوق بیاد بگه وارد دنیای Open source شده و بیاد هی از مزایای Linux بگه و اینکه چقدر ویندوز بده، اوفه، اخه.. نه من قرار نیست اینجا Full Circle Magazine رو ترجمه کنم یا بیام Tip بدم که چجوری تونستم جای ویرگول رو روی کیبورد پیدا کنم یا تحت Samba پارتیشنهام رو Share کنم …
من فقط خواستم بگم من آزاد شدم و Linux داره جواب همهی کارهام رو میده تا همهی کسایی که من رو میشناسن و میدونن با PCم چه کارهایی که نمیکنم بدونن که همهی اون کارها رو دارم با بالاترین و بهترین سرعت و کیفیت انجام میدم تا شاید اونها هم به جمع Linuxبازها و نخسوزن Ubuntuبازها بپیوندن. فعلن که مهدی یه Ubuntu Live داره که جونش هم در بره (خدا نکنه البته) حاضر نیست ازش جدا شه. ظاهرن سرعت انتقال اطلاعات از DVD به PSPش توی Ubuntu چندین برابر سرعتیه که تو ویندوز به عمرش تجربه کرده بوده! :دی!
آها و یه چیز دیگه اینکه اگه بخوام راستش رو بگم الان با VirtualBox ویندوز رو روی Ubuntu دارم و دلیلش هم فقط و فقط Yahoo! Messengerه! چون ۵-۶ سال آرشیو دارم روش و میدونم هم Pidgin از هرچی Y!M بهتره ولی نمیخوام فرمته آرشیوی که دارم تغییر کنه (مثلن HTML شه). بیشتر یهجور مرض روانیه که به احتمال زیاد هیچکس نداره! :دی! حالا مخه یه برنامهنویس رو میزنم که یه Plugin واسه Pidgin بنویسه که آرشیو رو مثل Y!M ذخیره کنه و به صورت Built-In هم نشونش بده و کلّن دیگه ویندوز رو نگاه هم نمیکنم! :دی!
حالا اصلن میدونین چی شد من یههو آزاد شدم؟ مثل مهدی که میگه همهچیز از یک چوب کبریت شروع شد، قصهی من هم با یک لغزش دست شروع شد!
داشتم یه سری تحقیقات روی Permission توی ویندوز میکردم و آخرای کار بود و باید تست میکردم که آیا Permissionهایی که توسط ویندوز روی فایل یا فولدری اعمال میشه تحتLinux هم همونجوری اعمال میشه یا نه. Ubuntu رو گذاشتم و رفتم به سمت Places که وارد پارتیشنها بشم که دستم لغزید و خورد به Firefox که ۳-۴ سانتیمتری با جایی که میخواستم روش کلیک کنم فاصله داشت و من هم توجهای نکردم و گذاشتم باز شه واسه خودش و به کار خودم توی محیط Ubuntu ادامه دادم. وقتی جواب سوالام رو گرفتم و پنجره رو بستم تا برم طرف Shut Down دیدم Firefox داره یه صفحه رو نشون میده که میگه خوش اومدین به Ubuntu و اینجور چیرها. اول فکر کردم حتمن مثل Knoppix داره یه چیزی رو به حالت Local از روی CD نشون میده، بعد که فهمیدم داره یه سایت اینترنتی رو نشون میده باور نکردم و آدرس سایت خودم رو زدم و در کمال شگفتانگیزناکای متوجه شدم Internet دارم (یعنی Ubuntu تونسته بدون خونریزی Router رو بشناسه! :دی!) و به سرعت PC رو Restart کردم که از یه سری چیزها Backup بگیرم که از طریق Ubuntu نمیشد و بعد از اون هم خداحافظ ویندوز…
واقعن In a world without walls and fences, who needs Windows and Gates… اینطور نیست؟ :دی!
پوریا موافقت نکرد که آموزش قالبسازی براش رو اینجا بذارم! پس شد آنچه شد! :دی! حالا بگید ببینم کدوم رو دوست دارید؟ Walkthroughه بازی Dreamfall ساختهی استاد بزرگ Ragnar Tørnquist یا اون آهنگای که تهاش پخش میشه وقتی Zoe داره گریه میکنه؟ یا نکنه کلّه SoundTrackهاش رو میخواین؟ :دی!
فعلاً بای!
P.s : کاشکی Dreamfall Chapters بهتر از Dreamfall باشه، این یعنی دلتون رو الکی صابون نزنید چون بالا برید پایین بیاین هیچچیز بهتر از خود The Longest Journey ساخته نخواهد شد.
P.s : صد سال بعد دوباره آپدیت خواهم کرد! :دی!
تگها
Deramfall Chapters ، Dreamfall ، Full Circle Magazine ، Knoppix ، Linux ، Open source ، Permission ، Pidgin ، PSP ، Ragnar Tørnquist ، Smaba ، The Longest Journey ، Ubuntu ، VirtualBox ، Windows ، Yahoo! Messenger ، آزادی ، اوبونتو ، لینوکس ، من ، مهدی ، ویندوزنصب ویندوز ۹۸ پس از ویندوز XP
نوشته شده توسط شایا در روز جمعه، ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲:۲۸ تحت Blah Blah
بدون هر گونه حاشیه میرم سر اصل مطلب. شما میخواهید ویندوز ۹۸ بریزید، اون هم بعد از XP و من هم اینجام که بهتون یاد بدم. یعنی شما میخواین یه گناه کبیره انجام بدین و من هم قراره بهتون یادش بدم! :دی! (دیدین هیچی حاشیه نداشت!)
مواد لازم:
یک عدد کامپیوتر
یک عدد Partition خالی آماده برای طبخ ویندوز ۹۸
یک عدد درایو CD-ROM اگه ASUS 40x بود بهتره! :دی!
یک عدد Floppy Drive
یک عدد سیدی ویندوز ۹۸ نگارش دوم! (SE) اگر Bootable باشه بهتره.
یک عدد Product Key که مال همون ویندوز ۹۸اس!
یک عدد Administrator Passwordه ویندوز XP! اگه نمیدونید چیه احتمالن Password نداره اصلن!
یک عدد سیدی ویندوز XP
یک عدد فلاپی خالی در صورت داشتن Win98 Startup disk میتونید این گزینه رو نداشته باشید!
یک عدد ویندوز XP که نصب شده و هر چی میکشید از دست اون میکشید!
یک عدد انگیزهی بسیار قوی برای انجام این حرکت انقلابی
یک عدد سیستم عامل Live اگه با BartPE ساخته باشیدش بهتره، واسه وقتی که اوضاع قمر در عقرب میشه و هیچچیز Boot نمیشه!
فایل برای ساخت Win98 Startup disk «دانلود»
فایل برای …. حالا میگم، شما «دانلود» کن.
دعا به جون من و اونای که ته مطلب لینکش رو میذارم.
خب اول باید بگم که یهسری شاید قاه قاه بخندن و بگن خب اینکه کاری نداره و تو شلوغش کردی! ۹۸ رو میریزی روی یه Partition ه دیگه و کامپیوتر خودش موقع Boot کردن میپرسه کدوم ویندوز رو میخوای بری توش! ولی خب اونها باید بدونن که «زکی» خیال باطل! شما بریز ما هم بهت میخندیم جمیعن وقتی قیافهات شبیه این آدمهای چک برگشتی شد!
کرم از Bootه که مثل آدم نمیشناسه XP رو. این روش که اینجا میگم توسط خودم بهطور کامل تست شده و جواب مثبت داده. البته میگن برنامههای بوتلودر مثل Grub این کار رو در عرض سه سوت انجام میدن که خب من تست نکردم، یکی بکنه برای ما هم تعریف کنه.
آقا/خانم شما اول از همه BACK UP میگیری! بعدش باز هم BACK UP میگیری و بعد میآی شروع میکنی به انجام این عملیاتای که خواهم گفت.
در این مقالهی آموزشی (پپسی، فانتا، اسپرایت!) فرض بر این گذاشته شده که ویندوز XP شما در درایو C نصبه.
شما اول از همه با اون فایلی که اون بالا گفتم یه Win98 Startup disk میسازین. (یه فلاپی تو دستگاه میذارید بعد OK و اینها رو میزنید!) بعد که ساخته شد بازش میکنید و دو تا کار انجام میدین:
۱) فایل DEBUG.EXE رو از توی EBD.CAB که تو خود فلاپی وجود داره Extract میکنید همون وسط! (نکنید هم میگن عیبی نداره، ولی شما بکنید چون این کاریه که من کردم.)
۲) اون فایل READ.SCR رو که دانلود کردید از اون بالا، میریزید توی فلاپی.
کار بعدی اینه که Product Keyه ویندوز ۹۸ رو روی یه تیکه کاغذ مینویسید و کامپیوتر رو Restart میکنید و میرین توی BIOS تا First Boot رو روی CD-ROM بذارید. بعد Save و Exit میکنین و در یک عملیات انتحاری سیدی ویندوز ۹۸ نگارش دوم رو میذارین توی درایو CD-ROM. حالا ۲ تا اتفاق ممکنه بیافته:
۱) هیچی نشه و بره توی ویندوز XP مثل همیشه. شما باید Restart کنید و از توی BIOS ایندفعه First Boot رو روی Floppy Drive بذارید و Save و Exit کنید و در یک عملیات انتحاری Win98 Startup disk رو بچپونید توی Floppy Drive.
2) یه صفحه بیاد که چند تا گزینه بده و قاطیش یه گزینه شبیه به Command Prompt with CD-ROM Compatibility باشه. همون گزینههه که گفتم رو انتخاب کنید و بعد از دیدن یه خروار نوشتهی انگلیسی که به تقویت زبانتون کمک میکنه وارد محیط Dos بشید. (خودش میشه)
حالا همونجوری که توی A هستید تایپ کنید:
cd x:\win98\setup.exe
چیزی که توی Dos میبینید میشه اینشکلی:
A:/>cd x:\win98\setup.exe
بعدش قصهی ScanDiskه زوری شروع میشه که اگه مثل من ۱۶۰ گیگابایت هارد داشته باشید چند دقیقهای علاف هستید. فقط حواستون باشه هرچی خواست Fix کنه بذارید بکنه، وگرنه تهش میگه Error دیدیم واسه همین نمیشه ویندوز نصب کنین. (اصولن به فایلهای LOG گیر میده میخواد Fix کنه و همینطور Free Disk Space Size!)
حالا شما دیگه خودتون عین یه عدد بچهی آدم ویندوز ۹۸ رو میریزید و میره پی کارش. فقط اون اولش رو بگم که باید Location رو از C:\windows.000 به یه Partitionه دیگه تغییر بدید. بعد که نصب شد برید توش و Product Key رو بزنید. (اون صفرها رو هم خدا بخواد باید بردارید!)
نه! از خوشحالی غش نکنید! هنوز کلی کار مونده! کامپوتر رو Restart کنید و First Boot رو روی Floppy Drive بذارید و Second رو روی CD-ROM و سپس Save و Exit کنید.
با Win98 Startup disk کامپیوتر رو Boot کنید و دستور زیر را تایپ کنید:
DEBUG <READ.SCR
چیزی که ایندفعه توی Dos میبینید میشه اینشکلی:
A:/>DEBUG <READ.SCR
پس از این حرکت شما باید کامپیوتر رو با سیدی ویندوز XP به طرز فجیعی Boot کنید و وارد Setup شین. (لازم بود بگم قبلش باید تحت یک عملیات انتحاری سیدی ویندوز ۹۸ نگارش دوم! رو در میاوردین و جاش سیدی ویندوز XP رو میذاشتین اونتو؟) حالا این Setupه محترم میگه شما یه ویندوز XP دارین و مگه مرض دارین میخواین دوباره XP بریزین؟ شما میگید نه و Repairش میکنید. بعد یه صفحه سیاه میآد که باز هم واسه تقویت انگلیسی خوبه و از شما میپرسه از لیست زیر کدوم ویندوز XP رو میخواین Repair کنین که اصولن باید یهدونه باشه مگر اینکه یکی ۱۲ تا ویندوز XP نصب داشته باشه که باید یکیش رو انتخاب کنه! (دیگه نمیدونم بهسر ۱۱تای بقیه چی میآد!) بعدش یه چیز میآد که میگه Administrator Password رو بده بهم و شما میدید. همونطور که گفتم اگه ندونید Passwordتون چیه به احتمال زیاد اصلن Password ندارین و فقط باید Enter رو بزنید. اگر دیدید Enter هم کار نکرد فوری کامپیوتر را خاموش کرده و کلهی خود را به دیوار بکوبید تا Password را به یاد بیاورید. (نکتهی خاموش کردن کامپیوتر برای عدم اسراف انرژی برق ذکر شد.)
بعد از این حرکت ژانگولر فقط و فقط کافیست تایپ کنید: FIXBOOT بعدش هم باید OK کنید.
پس از آن CD رو در بیارید و تایپ کنید EXIT و شروع به دعا کنید تا شاید Bootتون درست شده باشه و بتونید از هر دو تا ویندوز استفاده کنید! :دی!
فعلاً بای!
P.s : جایی ایرادی چیزی دیدید حتمن خبر بدین. در ضمن منبع هم Petri.co.il بود.
P.s : آموزش بعدی طریقهی قالبسازی برای یکپوریا است! :دی!
تگها
آموزش ، ویندوز ، ویندوز 98 ، ویندوز XP ، پوریاMiracle Blade III
نوشته شده توسط شایا در روز جمعه، ۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۳۲ تحت Blah Blah
چند روز پیش نشستم ۳ تا سیدی Age of Mythology دانلود کردم بلکه روی سرویسپک ۳ بیاد!
با کلی ذوق و شوق نصبش کردم و کرک و … بووووووق! Initialization Failed… همون ارور کوفتی که واسه کارت گرافیک همیشه بهم میداد!
کلی سایت خوندم که کلی راهکار داده بودن واسه درست کردنش. همه رو امتحان کردم ولی مثل قبل هیچکدوم کار نکرد. اینطوری شد که به آخرین راه پناه بردم… نصب ویندوز ۹۸ نگارش دوم. چون یادمه روش اجرا میشد بدون نقص.
Windows 98 SE رو هم دانلود کردم! :دی! همه چیز آماده بود، فقط یه مشکل کوچیک وجود داشت و اون هم وجود سیستم عاملی به نام XP بود و یه سیاست بسیار چرت از شرکت چرتتر Microsoft که نمیذاره مثل آدم ویندوزی پایینتر از چیزی که الان داری رو بعد از چیز جدیده بریزی!
کلی گوگل کردم، باز هم کلی راهکار بود! حتی یکی اومده بود میگفت عمرن نمیشه و بعدش یکی دیگه اومده بود فحش کشیده بود بهش که آخه تو چی میفهمی از کامپیوتر و اینچیزا! به سایتهای فارسی هم که تازگی اصلن ایمان ندارم! دلیلش رو یادم رفته، هر وقت یادم اومد میگم. دوستان هم همه اتفاق نظر داشتن که “آره یه راهی بود ولی الان یادم نمیآد شایا”. خلاصه اینطوری شد که دل رو زدم به دریا و یه راهنما که مال N سال پیش بود و خیلیها تاییدش کرده بودن رو خوندم و خودم دست به کار شدم. البته قبلش از روی ترس کلی بکآپ گرفتم از درایو C که XP روش بود.
یه سری کار بود که انجام دادم (تو پست بعدی با جزئیات میگم چه کارهایی) و ۹۸ ریخته شد. بعد یههو یادم اومد Key رو روی کاغذ ننوشتم! PC رو در شرایطی تصور کنین که نه XP کار میکنه و نه ۹۸! اینجا بود که XP Live گذاشتم و حالش رو بردم! :دی! خدا پدر سازندهی BartPE رو مورد رحمت قرار بده!
خلاصه ۹۸ ریخته شد، بعدش Boot هم درست کردم و افتادم به جون درایور نصب کردن برای ۹۸ در شرایطی که Resolutionام ۶۴۰ در ۴۸۰ و Color Quality هم ۲ بود! :دی! سیاه و سفید.
آخر سر نوبت به AOMه عزیزم رسید و در همین حال یه سوال بسیار فنی به ذهنام خطور کرد… حالا من Virtual Drive از کجای ویندوز ۹۸ در بیارم؟ :دی! آخه فایلها ISO بودن و خب اصولن نمیخواستم الکی رو سیدی رایتشون کنم.
UltraISO، جواب نداد… DAEMON Tools، اینهم جواب نداد… ولی خب با هوش و درایت و کلک رشتی و اینچیزا نصب کردم و اجرا!
Initialization Failed…….
شما حتمن میتونید یا اصلن نمیتونید قیافهی من رو در اون لحظه تصور کنید! ولی خب با یه Restart درست شد. و وقتی بازی اومد بالا… شما باز هم اصلن نمیتونید و یا حتمن میتونید قیافهی من رو مجسم کنید. به مدت نیمساعت فقط قربون صدقهی صفحهی اولش رفتم و با آهنگش کلی خاطره و تصویر از جلوی چشمهام گذشتن. از جمله قیافهی نحس ریوشار که معلوم نیست اصلن کجاس و چرا یادش نمیآد یه زمانی رفیق جون جونای بودیم! :دی!
کار سختی بود ولی خب میارزید به کلی چیز یاد گرفتن و یادآوری ۵-۶ سال پیش. تا الان فقط یکبار بازی کردمش. میمیرم واسه این اخلاقام! خودم رو میکشم تا یه کاری رو به یه منظوری انجام بدم، به یه چیزی واسه یه حرکتای برسم و خودم رو میکشم و تمام سعیام رو میکنم و میرسم، ولی وقتی رسیدم کاملن بیتفاوتام! انگار که هیچ اتفاق جدیدی روی نداده و به چیز خاصای نرسیدم! :دی!
و این بود انشای این هفتهی شایا دربارهی فواید گوگل! گوگل دوستات داریم. اگه کسی Trend من رو ببینه میفهمه چهقدر این گوگل در هر زمینهای میتونه مؤثر باشه!
فعلاً بای!
P.s : بازیAOM ساخت شرکت Microsoftه و میشه گفت اولین و آخرین کار خوبیه که بیل و رفیقهاش تونستن انجام بدن! البته شاید یههو IE 8شون خوب از آب در اومد. خدا رو چه دیدین!
P.s : من چرا هر وقت ته Shine onه Pink Floyd رو گوش میدم یاد His Dark Materials میافتم؟ مخصوصن اونجایی که Will قراره Subtle Knife رو از توی برج شهر Cittàgazze بهدست بیاره. راستی یادآوری کنید که حتمن PDFهایی که از کتابهاش ساختهام رو برای دانلود بذارم اینجا.