خانه  |  

پست‌های دارای تگ پینک‌فلوید

سفت، پَهن، یه گُه
نوشته شده توسط شایا در روز پنجشنبه، ۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۲۶ تحت Blah Blah

روزی روزگاری مورچه‌ای قرمز روی درختی قهوه‌ای در جنگلی سبز واقع در وسط کویری پر از خاک و شن و این‌ها زندگی می‌کرد. مورچه بسیار قرمز بود و به همین واسطه زبانی سرخ داشت و نیز طرف‌دار تیم منچستر یونایتد و گاهی اوقات هم پرسپولیس بود. او بر روی شاخه‌ای از درخت برای خود جولان می‌داد و بسیار خوش‌حال و شاد و خندان بود که کلّ درخت سرای اوست و صبح تا شب آواز می‌خواند که “چو شاخه نباشد تن من مباد!”. روزها بیکینی مردانه می‌پوشید و آفتاب می‌گرفت، ظهرها ساندویچِ گوشتِ خوکِ مورچه‌سایزِ فقط ۱ آمونیاک و ۹۹ قطره‌ای می‌خورد و شب‌ها DVD‌های مستهجن کمپانی Antwood رو که از Anternet دانلود می‌کرد در دستگاه سینمای خانگی خود با صدای دالبی ۱۲ به ۱ و در تلویزیون فول اِچ‌دیِ ۲ اینچ‌ای (توجه کنید داریم درباره‌ی مورچه حرف می‌زنیم، ۲ اینچ برای مورچه از پرده‌ی سینما برای شما گنده‌تر می‌باشد است! این رو برای اون دسته از آدم‌هایی که سندرم داون دارن و این‌جا رو به‌طور اتفاقی دارن می‌خونن ذکر کردم، اگر شما این سندرم رو ندارید و متوجه نشدید ۲ اینچ برای مورچه می‌تونه بزرگ باشه صد‌در‌صد خودتون رو در اسرع وقت به یک دکتر فوق تخصٌص مغز و IQ معرّفی کنید تا یک خانواده رو از شرّ خودتون خلاص کنید! جلبک!) همراه با کلّی چسِ مورچه (Popcorn خودمون!) تماشا می‌کرد.

سال‌ها گذشت تا این‌که روزی مورچه فهمید خیلی تنهاست و هیچ‌کس را ندارد تا بتواند او را هم در این کارها شریک کند و دوتایی حال‌ش رو ببرند. مورچه صبح‌ها دیگر بیکینی نمی‌پوشید چون آن‌قدر گوشتِ خوکِ مورچه‌سایزِ فقط ۱ آمونیاک و ۹۹ قطره‌ای خورده بود که شکم‌اش اندازه‌ی گیدورا شده بود و دیگر هیچ بیکینی مردونه‌ای برای سایز او وجود نداشت. برای ظهر چیزی کوفت نمی‌کرد چون شما سندرم داون دارید! و شب‌ها نیز دیگر به‌سمت سینمای خانگی‌اش نمی‌رفت چون اپیزود آخر سیزن پنج LOST دمار از روزگارش درآورده بود و نیز نمی‌توانست با این حقیقت که باید هشت ماه تمام برای دیدن اپیزودی جدید از LOST صبر کند کنار بیاید و صبح تا شب به جای شعر میهن‌پرستانه‌ی قبلی به خانواده‌ی J.J. Abrams فحش‌های رکیک می‌داد. زندگی مورچه به همین روال می‌گذشت تا این‌که روزی از تخت Queen Size‌اش بیرون آمد، مسواک زد، iPod خود را برداشت و پس از ۱۰۸ بار گوش دادن به آهنگ Goodbye Cruel World اثر Pink Floyd خود را از برج شاخک به پایین پرتاب کرد و دار فانی را وداع گفت. به‌همین جهت مجلس ختمی در بیابان به صرف شیون، زاری و جیغ برگزار خواهد شد. دیدار شما مایه‌ی تسلّی خاطر بازماندگان است.

۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸، کتابخانه‌ی زایشگاه!

تگ‌ها

، ، ، ، ، ،

بهمن
نوشته شده توسط شایا در روز چهارشنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۵۶ تحت Blah Blah

شاید باید اینجا رو آپدیت کنم خالی از هر استرس از هر نیم فاصله از هر دغدغه از هر چیز دیگه! مثلاً اینکه حتماً کامنت اول رو مدگرل بده! مدرسه داره درس می خونه نمی تونه کامنت بده خب الان! :دی! یا حتی اینکه بیام جواب بدم که چرا داستان رو ادامه نمیدم!
تمام شب رو بیدار موندم، یعنی هرچی دیروز خوابیدم که به لایف‌استایل قبلیم برگردم، کمبود خوابم جبران شه، زدم دیشب خرابش کردم . . .
داره مثل سگ بارون میاد من هم جشن گرفتم! خونه رو کردم پارتی! برگشتم به روزهای بارونی قبلاً پیشای زندگیم . . . اون موقع که سه نقطه بودم همیشه . . . اون موقع که لینکین پارک گوش میدادم و به خودم افتخار میکردم که جواد یساری گوش نمیدم! اون موقع که امی لی رو می پرستیدم! پوووف!
داره بارون میاد و اینجا پارتیه و من هم واقعاً لینکین پارک گوش میدم و برام جالبه که چرا هنوز بعد از این همه سال ترک لینکین پارک همه ی لیریکسها رو حفظم! واقعاً چرا؟ من که احمق شده بودم، من که اسمم هم یادم می رفت همیشه! من که ۲ تا جمله رو بدون ۱ ساعت فکر نمی تونستم بگم! ای بابا! چرا این داره اینقدر گریه دار میشه!؟ In The End . . .
هوا بدجور آبی نفتی شده . . . خیلی وقته این حس رو فراموش کردم، این بو رو . . . بوئی که همیشه با اونسنس و لینکین پارک و آوریل استنشاقش کردم . . . با Eternal درکش کردم! چه راحت خودم رو به پینک فلوید و دار و دسته ش فروختم! به آناتما و بلک‌فیلد و کوئین و دریم تئاتر و . . . کی می تونه جای این گروه های درپیتی که من یه عمر باهاشون سر کردم رو بگیره آخه؟ کی می تونه جای جیغ های مسخره ی چستر بنینگتون یا زرناله های امی لی رو بگیره؟ هیچکس! سروش هیچکس نه!
یاد اون پلی‌لیست ام افتادم! پلی‌لیست آرامش ام!! کیور فور دا ایچ، سشن و کنجی اینسترومنتال (تایپ کلمه ی اینسترومنتال چقدر باحاله! :دی!)
همینطور که سرما داره بدنم رو بی حس می کنه کم کم دارم به این نتیجه می رسیدم که شاید باید می خوابیدم که دوباره اینطوری بیدار نشم، به هرحال نمی خوام و می دونم هم چون نمی خوام نمیشه که بشه و من ال‌پی رو به هر کوفت و زهرمار دیگه ای ترجیح بدم! درسته همیشه ال‌پی رو واسه صدای مایک و خل بودن هان دوست داشتم ولی خب مگه آزار دارم؟ فرت ماینر گوش می دم و پلی‌لیست آرامش! هر چند که کی می تونه الان من رو از ساندترکهام جدا کنه؟
فقط محسن نامجو گوش ندین بچه ها، دارم از Exaile متنفر می شم دیگه! فقط IDv3 حالی ش می شه! خاک بر سر . . .
Why I never walked away? Why I played myself this way . . .
صدای رعد و برق دوبار ترسوندتم!
واسه هیچکس توی وبلاگ ام مهم نبود بدونه من کجام تغییر کرده! هیچکس نپرسید! ابلیس هم نپرسید حتی تتلو . . . متاسفم! جفت . . .
پاهام کاملاً بیحس شدن الان از سرما . . . مثل اون خانومه شدم توی فونتین . . . :دی! خدا فربید!
من دیگه اونسنس گوش نخواهم داد! به جاش پینک و ویدین تمپتیشن گوش خواهم داد! حتی اگر نداشته باشمشون گوششون می دم! پووف! پوریا این پوووف رو چند می فروشی؟ من که صبح تا شب استفاده می کنم، حق کپی راستش رو بده بیام بخرم ازت راحت کنم خودم رو! عمراً تا اینجا بخونی و این رو ببینی! ۴ تا خط اول و آخر رو خوندی و ول کردی، از کامنت هم که فارغ ای!
ساندترک فیلم استی واقعاً اون چیزی نبود که انتظارش می رفت باشه، فکر می‌کنم یکی داره زنگ در خونه رو می زنه ولی همه کلید دارن، پاهام بیحس ان خب نمی تونم برم ببینم کیه، ولی کسی نیست چون توهم زیاد می زنم موقع با صدای بلند آهنگ گوش دادن! نخ سوزن اگه صدای موسیقی بارون بک زمینه ی آهنگ باشه و صاعقه هم هوا رو روشن کنه!
زنگ زدم به سهیل عوضی بگم حرفم رو پس می گیرم، ساوت پارک مزخرفترین انیمیشن تاریخ جهان نیست! خوبه فقط واسه کسی که تو باغ فرهنگ آمریکا و اروپا و مدیا و این چرت و پرت ها نباشه خیلی فهمیدنش سخت می شه! مثلاً واسه یه اپیزود باید آدم ۱۰ تا ویدئوی یوتیوب رو دیده باشه تا بخنده! همه مثل من خوره ی نت نبودن با دایل‌آپ که دیده باشنشون خب! LEAVE BRITNEY SPEARS ALONE !!! در صورتی که سیمپسونز (می دونم پ کامل تلفظ نمیشه! پوووف!) رو زیاد نباید تلاش کرد تا بشه خندید بهش! بر نداشت!
Breakin the Habit چقدر باهات دویدم! چقدر باهات رکاب زدم! یه روز حتماً صدای ضبط ماشینی رو تا ۱۲۰ می برم و آدمی زیر می کنم، قول مردونه!
I think I’m gonna throw up . . . AGAIN
شاید بعداً ادیت کردم این پست رو و نیم فاصله ها و مشکلات نگارشی و املائی ش رو حل کردم، یه نفس نوشتمش نمیدو‍نم چی نوشتم هنور و نمی خوام هم بدونم!
P.s : من در این پست سعی کردم تمام پریشونی خاطر خودم رو به تصویر بکشم، امیدوارم موفق بوده باشم! :دی! پس کیدز، استی این اسکول :چشمک!
Numb تموم شد مثل این پست و همینطور هوس من به گوش دادن ال‌پی! سال بعد، حال بعد، بارون بعد، هوای بعد . . .
شایا . . . OUT!

تگ‌ها

، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،