خانه  |  گالریجدید!

پست‌های دارای تگ گوگل

Miracle Blade III
نوشته شده توسط شایا در روز جمعه، ۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۳۲ تحت Blah Blah

چند روز پیش نشستم ۳ تا سی‌دی Age of Mythology دانلود کردم بلکه روی سرویس‌پک ۳ بیاد!
با کلی ذوق و شوق نصب‌ش کردم و کرک و … بووووووق! Initialization Failed… همون ارور کوفتی که واسه کارت گرافیک همیشه بهم می‌داد!
کلی سایت خوندم که کلی راه‌کار داده بودن واسه درست کردن‌ش. همه رو امتحان کردم ولی مثل قبل هیچ‌کدوم کار نکرد. این‌طوری شد که به آخرین راه پناه بردم… نصب ویندوز ۹۸ نگارش دوم. چون یادم‌ه روش اجرا می‌شد بدون نقص.
Windows 98 SE رو هم دانلود کردم! :دی! همه چیز آماده بود، فقط یه مشکل کوچیک وجود داشت و اون هم وجود سیستم عاملی به نام XP بود و یه سیاست بسیار چرت از شرکت چرت‌تر Microsoft که نمی‌ذاره مثل آدم ویندوزی پایین‌تر از چیزی که الان داری رو بعد از چیز جدیده بریزی!
کلی گوگل کردم، باز هم کلی راه‌کار بود! حتی یکی اومده بود می‌گفت عمرن نمی‌شه و بعدش یکی دیگه اومده بود فحش کشیده بود بهش که آخه تو چی می‌فهمی از کامپیوتر و این‌چیزا! به سایت‌های فارسی هم که تازگی اصلن ایمان ندارم! دلیل‌ش رو یادم رفته، هر وقت یادم اومد می‌گم. دوستان هم همه اتفاق نظر داشتن که “آره یه راهی بود ولی الان یادم نمی‌آد شایا”. خلاصه این‌طوری شد که دل رو زدم به دریا و یه راهنما که مال N سال پیش بود و خیلی‌ها تاییدش کرده بودن رو خوندم و خودم دست به کار شدم. البته قبل‌ش از روی ترس کلی بک‌آپ گرفتم از درایو C که XP روش بود.
یه سری کار بود که انجام دادم (تو پست بعدی با جزئیات می‌گم چه کارهایی) و ۹۸ ریخته شد. بعد یه‌هو یادم اومد Key رو روی کاغذ ننوشتم! PC رو در شرایطی تصور کنین که نه XP کار می‌کنه و نه ۹۸! این‌جا بود که XP Live گذاشتم و حال‌ش رو بردم! :دی! خدا پدر سازنده‌ی BartPE رو مورد رحمت قرار بده!
خلاصه ۹۸ ریخته شد، بعدش Boot هم درست کردم و افتادم به جون درایور نصب کردن برای ۹۸ در شرایطی که Resolution‌ام ۶۴۰ در ۴۸۰ و Color Quality هم ۲ بود! :دی! سیاه و سفید.
آخر سر نوبت به AOM‌ه عزیزم رسید و در همین حال یه سوال بسیار فنی به ذهن‌ام خطور کرد… حالا من Virtual Drive از کجای ویندوز ۹۸ در بیارم؟ :دی! آخه فایل‌ها ISO بودن و خب اصولن نمی‌خواستم الکی رو سی‌دی رایت‌شون کنم.
UltraISO، جواب نداد… DAEMON Tools، این‌هم جواب نداد… ولی خب با هوش و درایت و کلک رشتی و این‌چیزا نصب کردم و اجرا!
Initialization Failed…….
شما حتمن می‌تونید یا اصلن نمی‌تونید قیافه‌ی من رو در اون لحظه تصور کنید! ولی خب با یه Restart درست شد. و وقتی بازی اومد بالا… شما باز هم اصلن نمی‌تونید و یا حتمن می‌تونید قیافه‌ی من رو مجسم کنید. به مدت نیم‌ساعت فقط قربون صدقه‌ی صفحه‌ی اول‌ش رفتم و با آهنگ‌ش کلی خاطره و تصویر از جلوی چشم‌هام گذشتن. از جمله قیافه‌ی نحس ریوشار که معلوم نیست اصلن کجاس و چرا یادش نمی‌آد یه زمانی رفیق جون جون‌ای بودیم! :دی!
کار سختی بود ولی خب می‌ارزید به کلی چیز یاد گرفتن و یادآوری ۵-۶ سال پیش. تا الان فقط یک‌بار بازی کردم‌ش. می‌میرم واسه این اخلاق‌ام! خودم رو می‌کشم تا یه کاری رو به یه منظوری انجام بدم، به یه چیزی واسه یه حرکت‌ای برسم و خودم رو می‌کشم و تمام سعی‌ام رو می‌کنم و می‌رسم، ولی وقتی رسیدم کاملن بی‌تفاوت‌ام! انگار که هیچ اتفاق جدیدی روی نداده و به چیز خاص‌ای نرسیدم! :دی!
و این بود انشای این هفته‌ی شایا درباره‌ی فواید گوگل! گوگل دوست‌ات داریم. اگه کسی Trend من رو ببینه می‌فهمه چه‌قدر این گوگل در هر زمینه‌ای می‌تونه مؤثر باشه!
فعلاً بای!
P.s : بازیAOM ساخت شرکت Microsoft‌ه و می‌شه گفت اولین و آخرین کار خوبی‌ه که بیل و رفیق‌هاش تونستن انجام بدن! البته شاید یه‌هو IE 8شون خوب از آب در اومد. خدا رو چه دیدین!
P.s : من چرا هر وقت ته Shine on‌ه Pink Floyd رو گوش می‌دم یاد His Dark Materials می‌افتم؟ مخصوصن اون‌جایی که Will قراره Subtle Knife رو از توی برج شهر Cittàgazze به‌دست بیاره. راستی یادآوری کنید که حتمن PDF‌هایی که از کتاب‌هاش ساخته‌ام رو برای دانلود بذارم این‌جا.

تگ‌ها

، ، ، ، ، ، ، ،

سولاریوم
نوشته شده توسط شایا در روز سه شنبه، ۲۷ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۵۶ تحت Blah Blah

یادمه وقتی این‌جا رو باز کردم فقط به یه‌چیز فکر می‌کردم…
به این‌که دارم یه جای‌ای رو می‌سازم که بتونم هرچی دل‌ام می‌خواد توش بنویسم…
نمی‌دونم چرا هرچی از تاریخ ساخت این‌جا می‌گذره من‌هم از اون فکر و هدف دورتر می‌شم…
اصلن اگه راست‌ش رو بخواین دلیل اصلی ننوشتن‌ام همین‌ه…
بین شماها کسی هست که بدونه Descriptionه این‌جا چیه؟ شرط می‌بندم تعدادتون حتی انگشت‌شمار هم نیست!
Shaya without censorship …
من واقعن نمی‌خوام آدم شم… نمی‌دونم از کی می‌ترسم ولی می‌دونم ار چی می‌ترسم! جالب‌ه نه؟!
بی‌خیال…
دیروز بعد از این‌همه که از ترم گذشته فهمیدم یکی از کلاس‌هام ۱ تا ۳ نیست! بلکه ۳ تا ۵‌ه! حالا نقش من که خودم ۱ تا ۳ رو انتخاب کردم و توی برگه‌ی انتخاب واحدم هم نوشته ۱ تا ۳ چیه نمی‌دونم! فقط می‌دونم مجبور شدم کلی برم رو مخ استاد عزیز که من نمی‌دونستم! Absent Fail نکن! دنیاای‌ه!
اه باز چرا لحن‌ام این‌جوری شد!؟
دلم واسه اون‌هایی که به هوای “انقلاب کبیر فرانسه” پاشون به این وبلاگ می‌رسه و اون پست قشنگ‌ه من رو می‌بینن می‌سوزه! می‌دونم کلی فحش می‌دن ولی خب اولن خودتی! دومن به من چه خب! من نمی‌تونم اون پست و همین‌طور طرز Title گذاری‌ام که جد اندر جد از خودم به خودم ارث رسیده رو ترک کنم! ترک عادت موجب مرض است! :دی!
خلاصه من معذرت می‌خوام!
اگه واقعن نمی‌دونین دارم راجع به چی صحبت می‌کنم بهتره عبارت “انقلاب کبیر فرانسه” رو توی گوگل (که به دلایلی، تازگی خیلی ازش متنفر شدم!) سرچ کنین و از نتایج جست‌وجو لذت ببرید!
مسئله‌ی دوم این‌همه واژه‌ی س‌ک‌س‌ی‌ه که سرچ می‌شه و نتیجه‌اش به این‌جا ختم می‌شه! آخه من کی این همه چیز مستهجن توی وب‌ام نوشتم؟؟
حالا اصلن این‌که چرا از این‌جا سر در می‌آرین رو بی‌خیال شین! خدایی‌ش خجالت نمی‌کشین؟ همین سرچ‌ها رو می‌کنید که آمارمون بد در می‌ره تو دنیا دیگه! جای این‌چیزا برین بیل بزنین که به اقتصاد مملکت کمک شه!
داشتم فکر می‌کردم چرا همه‌ی Old Songهام زیر ۴ دقیقه‌ن… بعد نتیجه شد که اون موقع نیاز نبوده به آهنگ آب بسته شه! ولی خب الان حسابی نیاز هست!
آخ آخ! خدا بگم این نازیلا رو چی‌کار کنه که من رو به این “ناخون‌هات بلنده ولی لاک نمی‌زنی. دندون‌هات‌و چرا مسواک نمی‌زنی؟ موهات بلنده، گل‌سرت کو؟ بگو اون دوست پسر خرت کو؟” معتاد کرد! فکر کن نشستی همین‌جوری الکی واسه خودت، یه‌هو می‌گی “ناخون‌هات بلنده…” و ادامه! واسه دانلود بزن توی سر من!
حال‌ام بهم می‌خوره از یادآوری این‌که چند وقت‌ه توی سررسید سبزه‌ام هیچی ننوشتم! اتود سفیده‌ام هم انگار قهره باهام! نوک‌ش رو الکی کلفت می‌کنه که هرچی می‌نویسم کثیف شه!
واسه‌ی بار هزارم! من عاشق قالب‌م هستم! :دی! و بزودی کلی برنامه دارم واسه این‌جا! ولی باید این چرت و پرت‌ها دانلود شن اول! نمی‌فهمم چرا M a n g a باید ف‌ی‌ل‌ت‌ر باشه! اگه نبود من الان کلی تو برنامه‌هام جلو بودم!
هوس TLJ کردم شدید! ولی نه نکردم… حس‌اش نیست! :دی!
فردا باید برم دکتر! همین‌طور هفته‌ی بعد! :دی!
ببین چقدر شیرین‌ه که واسه‌ش “:دی!” می‌زنم! دلم واسه‌ش تنگ شده خب! با اون لهجه‌ی نازش! :قهقهه!
دلم واسه Scorpions هم تنگ شده! اون‌قدر که زورم می‌آد DVD بذارم و بگوشم‌اش!
چه مرگ‌ام شده؟؟ شاید چون هیچی ندارم بگم و الکی دارم چیز می‌نویسم این‌جوری شدم!
بای!
P.s : یستردی آی واز ه بلک‌برد!

تگ‌ها

، ، ، ،

تراکوتا
نوشته شده توسط شایا در روز سه شنبه، ۶ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۰:۴۴ تحت Blah Blah

خب دیگه با نام و یاد خدا آغاز می‌کنم.
همون‌طور که می‌دونید این‌جانب مدت مدیدی تشریف نداشتم و همه‌ی شما سروران گرامی رو در خماری گذاشته بودم!
حالا این‌که کجا بودم؟:
والا خدمات پس از فروش شما عرض شود که این آقا سهیل ما یه زمانی یه خاله‌ای داشت که این خاله‌ی محترم هم یه زمانی یه پروژه‌ای داشت که ما هم یه زمانی قرار شد این پروژه رو تحویل ایشون بدیم و پولی به جیب بزنیم در حد دی‌وی‌دی! یعنی سهیل محترم فرموده بود که همچین اتفاقی خواهد افتاد! من هم که پول ندیده و محتاج، سریع در عرض سه سوت انجام‌ش دادم ولی خب چون سهیل هم طمع پول داشت قرار شد کارهای گرافیکی‌ش رو اون انجام بده که در عرض ۱ ساعت می‌شد انجام‌ش داد! ولی خب این معضل بزرگ وسعت که به قول خود مرحوم سهیل گریبان‌گیر تمامی جوانان این مملکت پهناور می‌باشد مهلت نداد و این کار هی عقب افتاد تا این‌که کلن (یاد آوری کنم که من این‌جا سبک خودم رو دارم و در حال مبارزه با تنوین‌ام!) خاله‌ی سهیل گفت من پول ندارم دیگه که بدم بهتون! منم پنج گیگابایت هاست رو که بی‌مصرف افتاده بود یه گوشه و کلی هم خاک روش بود با خرید یک عدد دامین (دامنه!) به مرحله‌ی بهره‌برداری رسوندم!
این هاست محترم که خیلی هم ناز بود واسه خودش داشت به کار خودش ادامه می‌داد که یهو دیدم ایول! اکانت ساسپند شده و آرشیو و جد و آبادش هم روش! گفتم چه کنم چه نکنم؟ که یهو مغزم (دلتون بسوزه! تازه خریدم!) بهم گفت به سراغ یار مهربون و رفیق دوست‌داشتنی تمام کاربرهای اینترنت برم! گوگل! یا بهتر بگم، Google Cache. خلاصه تایپ کردم cache:shayax.net و ۳ تا پست آخر رو که نداشتم + کامنت‌های پست آخر رو ذخیره کردم و گفتم حالا این Cacheه مهربون که هست، بعدن می‌آم بقیه کامنت‌ها رو هم سیو می‌کنم.
بعدن وقتی قشنگ بعدن شد و من عین یه پسر خوشحال رفتم و خواستم از رو Cache، کامنت سیو کنم دیدم به به! صفحه‌ی ساسپند رو می‌آره جای نوشته‌های گهربار من! خلاصه سرتون رو درد نیارم که ۴۰ و خرده‌ای از کامنت‌های پست ویرجینیا وولف و همین‌طور تمام کامنت‌های پست علی دایی بدون سبیل و Existentialism On Prom Night پَر شد! با کمال تاسف عرض می‌کنم که متاسفم! :دی! و اگه کسی بتونه بهم برشون گردونه (یعنی به‌طور اتفاقی سیو کرده باشه!) هر کاری در زمینه‌ی وب داشته باشه و بتونم براش انجام بدم حتمن و با کمال میل سه سوت انجام‌ش میدم.
بعد از این‌که هاست ترکید چون درگیر درس و دانش‌گاه بودم و همین‌طور پول هم نداشتم که برم هاست بخرم، کلن بی‌خیال این موضوع شدم و وب رو بوسیدم و گذاشتم کنار! ولی خب بچه‌ها دهان مبارک من رو قیرگونی کردن از بس گفتن کدوم گوری‌ای؟ چرا نمی‌نویسی؟ و از این چرت و پرت‌ها! :دی! و من حتی هنوز هم بعد از ۶ سال و اندی وبلاگ‌نویسی نمی‌فهمم این‌ها از چی‌ه این‌جا لذت می‌برن!
واسه‌ی برگشتن من باید به کی فحش بدین؟:
خلاصه که یکی از دوستان ناشناس به اسم سهیل که نمی‌خواست نام‌اش فاش شه به‌دلیل این‌که خودش هم می‌خواست فتوبلاگ بزنه یهو از تاق افتاد پایین وسط زندگی من که باید دوباره شروع کنی به وبلاگ نوشتن! من هم جمله‌ی بسیار معروفم رو که حتی روی کتیبه‌ی داریوش کبیر (خواننده‌هه) هم حکاکی شده رو تحویل‌ش دادم: “ببین هاست پول می‌خواد و من اگر پول داشتم کامپیوترم رو آپ‌گرید می‌کردم!” ولی گوش سهیل به این‌چیزها بده‌کار نبود! گفت هاست از من، تو فقط بنویس! من هم دیدم نمی‌تونم روی این Fanه عزیز رو زمین بندازم و همین‌طور دیدم تنور بدجور داغ‌ه و ناگهان چسبوندم! :دی!
خلاصه که آقا سهیل افتاد تو زحمت! حالا خودش هم هاست می‌گیره فوتوبلاگ می‌زنه بزودی در حد تیم ملی جوانان سوئد! من هم که خب تابلوئه کمکش می‌کنم تو طراحی و دیزاین! :دی!
می‌خواستم ادامه بدم نوشته رو و بگم که چه بدبختی‌ای کشیدم سر پیاده‌سازی دوباره‌ی سایت، ولی اگه خدا گذاشت زندگی کنم پست بعدی‌ام رو به شرح اون حرکت اختصاص می‌دم.
فقط لازم‌ه این‌جا اعلام کنم که از آقای آرش ستایشی (خداییش ببین چه کلاسی گذاشتم برات!) نهایت تشکر رو دارم که هاست رو خیلی سریع در اختیارم قرار داد. :دی!
فعلاً بای!
P.s : دلم واسه این‌جا واقعن‌ای‌ه واقعن‌ای به قول بچه‌ها تنگولیده بود! :دی!
P.s : سهیل یادته موقع خداحافظی توی وبلاگ قبلی‌م اومدم توی پی‌نوشت ازت خداحافظی کردم و گفتم ربطی به اهمیت نداره؟ تازه اختصاصی‌تر هم هست؟ خب الان هم اومدم از توی پی‌نوشت ازت تشکر کنم که هزینه‌ی هاست رو متحمل شدی. اون موقع که می‌خواستی بیای توی گروه من و ریوشار بهت به چشم یه پیتر پتی‌گرو نگاه می‌کردم ولی الان کاملن مطمئنم واسه خودت یه‌پا سام وایزی، از نوع د برویو! خلاصه که جبران می‌کنم.

تگ‌ها

، ، ، ، ،